من چند وقتی ننوشتم تا شاید خانمی بنویسه اما اونم ننوشت و ظاهرا نمی خواد بنویسه

البته اینم بگم اینترنتشون کمی مشکل داره خوب نمی تونه آن بشه

خب من دوباره می نویسم

خدارو شکر همه چیز رو به راهه و مشکلی نیست

خانمی یه بار رفتش مطلب واسی معدش

چند شب پیش خوابشو دیدم که با هم  رفتیم مشهد خیلی خوش گذشت

اونا رو ( منظورم خانمی و خواهر زادش ) توی تهران دیدم و رفتیم سوار اتوبوس شدیم

بین راه که رفتیم خواهر زاده جاشو بهم داد و رفت پشت سرم نشست

خیلی خوشحال شدم و از معرفتش خوشم اومد

تا مشهد با هم بودیم رفتیم یه خونه گرفتیم اونجا هم خواهر زاده رفته واسی خودش بگرده خنده

خلاصه ی خوابمو واسی عزیزم تعریف کردم

 

 

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
هستی

ایشالا دوتاتون سالمو سلامت باشین[گل] من دعاتون میکنم ژیش امام رضا شماهم وقت نماز دعام کنین مشکلم حل شه