عزیزم ازم خواست برم با خانوادش صحبت کنم اما من نتونستم

شاید هم خانمی خواست ضعفمو بهم گوشزد کنه 

اون حقشو خواست و من نتونستم بهش بدم

شایدم  درکش نکردم و شاید اون خودشو جای من نذاشت 

تا بحال هرچه گفت بجز چشم ازم چیزی نشنید بجز این مورد که نتونستم و از دستم برنمی اومد

حسابی احساس شرمندگی می کنم و بعد از چند روز هنوز نتونستم حالمو رو به راه کنم

عزیزم؟ ازم چیزی بخواه که بتونم و شرمنده ی خودت نکن منو

/ 0 نظر / 5 بازدید