یه چیزایی هست که کسی بجز من و تو نمی تونه درکش کنه

یه جاهایی باید رفت و قدم زد که دل عاشقی می خواد و دست یاری

یه کلامی باید گفت که فقط تو بفهمی و واست فرقی نکنه دیگران چی میگن

یه سفری واسی عشقت بری که وقتی گفت برگرد فوری بگی چشم و برگردی

یه جوری باید گریه کنی  فقط و فقط اون بفهمه

یه جوری دعواش کنی و سرش داد بزنی وقتی بهت زنگ زد آروم و آرم بهش بگی قربونت برم

یه جوری براش بنویس که اون فقط بتونه بخونه

یه جوری اون واست چایی بریزه فقط تو مزه اش رو بچشی

یه طوری نگاهش کنی که بخوای یه لحظه ازش غافل نشی 

یه جوری لقمه رو از دستش بگیری و مزه مزه کنی که یه عمر یادت باشه 

یه جوری واست کره با مربا می ذاره که تا ابد چنین نخوری 

یادته ؟ قلبامون داشت از سینه بیرون می زد 

یادته؟ وقتی دیدمت ایستادم تا نفسی چاق کنم 

یادته ؟دستامونو چطور فشار میدادیم 

اینارو با کل دنیا عوضش نمی کنم نوشین جان 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
رها

خیلی قشنگ بود