دیروز حالم خوب نبود چون فیزیوتراپی داشتم خیلی بهم سخت گذشت و نتونستم بنویسم 

الان ساعت 9 صبحه باید 10 برم فیزیو تراپی 

خب به عزیزم قول دادم دیگه ننالم و حرفای ناراحت کننده نزنم

باید این توضیح رو بدم که یه اس بی جا موجب شد عزیزم تصمیم به رفتن بگیره 

خب راستش برام غیر منتظره بود و ناراحت کننده 

فکر می کردم با توضیحات من قانع شده باشه بهم قول داده بودیم که دروغ نگیم خدارو شکراین مدت نگفتم و راست و حسینی باهاش بودم

رفتنش یهو وناراحت کننده بود مغزم کار نمی کرد

حتی توی بیمارستان هرکس چیزی بهم می گفت منم براش همونو اس می کردم و بیشتر ناراحتش می کردم

این خواسته ی عزیزمه باید ناراحتی نکنم تا زودتر خوب بشم و برم سر کارم

من دارم تلاش می کنم به خودم گفتم من که دوسش دارم و عاشقشم 

باید کاری کنم که این عشق پایدار بمونه حالا  یه روزی بود الان نیست 

باید کاری کنم که بتونیم زندگی کنیم اونم ازم دلخور نباشه 

باید راه برم باید قدم بر دارم 

پس نارحتی پر ؛ ناله پر

دوستی و عشق یایدار واسی همیشه

اگر تونستم بعد از ظهر عاشقانه می نویسم  واسی نوشینم

واسی عشقم 

زنده باد عشقم 

زنده باد نوشین

زنده باد وجودم

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
ارسال ايميل تبليغاتي

ارسال ايميل تبليغاتي شما به 155000عضو گروه ياهو فقط 35000 تومان امکان ارسال به تعداد کمتر هم وجود داره. http://forum.shopkeeper.ir/showthread.php?t=45137 ايميل AlphaGroup20@yahoo.com