سلام

امید وارم حالت بهتر شده باشه 

واسه هر کی تعریف می کنی اینو بگو که بهت فرصت دادم بیایی خواستگاری کنی توام ازم خواستگاری نکردی

اینارم بگو تو هرچی رو که به نفع خودته می نویسی ، البته کسی یه کم اهل تفکر باشه واون نوشته هاتو توی وبلاگ بخونه متوجه میشه که من حق داشتم که برم

لطفا حرفارو سانسور نکن

به همه بگو دوسال تمام پا در هوا موندم نیومودی خواستگاری و نه تکلیفمو روشن کردی

این نشونه اینه که تو چقدر منو می خواستی

به همه بگو دوست داشتم .... و بچه هاش یه زندگی امن داشته باشن 

بگو که شمارمو داشت اما یه بار به خونه ام زنگ نزد تا زن و بچه ام در آرمش باشن 

بگو همیشه واسی خوشبختی و سلامتی بچه هام دعا می کرد

بگو هر کاری براش می کردم سعی می کرد واسم جبران کنه با اینکه پول تو جیبی کمی داشت 

بهشون بگو که برام خیلی کارا انجام دادی مثلا برام برنج می فرستادی اما من قبول نمی کردم که مجانی باشه پولشو دقیق سر وقت می فرستاد

بهشون بگو هر لحظه نمی کشوندمت شهر خودم میگفتم من نگرانت میشم جاده خطرناکه تو زن و بچه داری مسولیت داری

بهشون بگو هرچی می خواستم بهش ببخشم قبول نمی کردو حتما جبران می کرد

بهشون بگو هوای زن وبچه مو داشت آب نکرد زیرشون عوضش وقتی خواست بره و ازدواج کنه من لعنتش کردم

بگو با اینکه پیشم میخواستم بهش خرجی بدم ولی اون قبول نکرد و خرجی شو به سید بخشید 

بگو که می خواستی منو توی زمینت شریک کنی اما من قبول نمی کردمو سهممو به سید بخشیدم 

بهشون بگو که برات دعا کردم که خدا بهت یه پسر بده  که بعد رفتنم غصه ی رفتنمو نداشته باشی

احمد من به لطف خدا و اجدادم آدم با سکه و ناموسیم 

اگه واقعا منو  دوست داشتی و دوست داری نباید بزاری بیشتر از این غصه بخورم

من نمی تونم دیگه واست پیام بدم 

نمیخوام به وبلاگ هم سر بزنم 

میخوام به زندگیت بچسبی 

من هیچوقت بهت قولی ندادم

هر وقت صحبتی کردیم گفتم هرچه خدا بخواد

شاید تو با نوشته هات باعث بشی که در وحله ی اول همه ازمن بدشون بیاداما مهم نیست

اگه عاقلانه فکر کنن میفهمن که من چه محبتی در حق تو و خانوادت کردم 

به خدا پناه می برم خداوند خودش ازمن راضی باشه کاری به این مردم ندارم که خودشون هزار تا مورد دارن 

بخدا سپردمت

این مطالب بالا که نوشتم از عزیزم بود و اعتراف می کنم حق با اون بود و هست 

من حرفایی دارم از نوشته بالا نمی خوام حرفی بزنم فقط  سوال می کنم 

آیا هرچی از دستم براومد نکردم ؟کوتاهی کردم؟

آیا عشق و علاقه ما به یه اس نابجا بند بود؟ 

 

 آیا ازت خواستگاری نکردم ؟ تو نگفتی که پدرم با این وصلت راضی نیست ؟

آیا حقم این بود ......

هرچی حرف بزنیم و کش بدیم بدتر میشه بهترین چیز سکوته

من دیگه نمی خوام حرفی بزنم و فقط می خوام عاشقانه بنویسم واسی تو واسی خودم 

از دوری بگم 

از کارهای خودم بگم گزارش روزانه بهت بدم 

 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید